» چگونه با یک کودک نوپا لجباز کنار بیاییم
چگونه یک کودک پر اضطراب را تربیت می کنید؟
دکتر راچس توضیح میدهد: «کودکان در این سن دستخوش تغییرات رشدی زیادی میشوند که باعث میشود آنها اینگونه رفتار کنند، و این بدان معنا نیست که مشکلی در آنها یا مهارتهای والدینی وجود دارد.
کریستین راچس، روانشناس بالینی و تحلیلگر رفتار تایید شده از هیئت مدیره در بهداشت دانشگاه ایندیانا، توضیح می دهد که چرا بچه های این سن تا این حد با اراده هستند و والدین چه کاری می توانند انجام دهند تا یکدندگی آنها را محدود کنند.
بسیاری از والدین خوشنیت سعی میکنند از کودکان مضطرب در برابر ترسهایشان محافظت کنند، اما محافظت بیش از حد در واقع میتواند اضطراب را بدتر کند. در اینجا نکاتی برای کمک به کودکان برای مقابله با اضطراب بدون تقویت آن وجود دارد.
![]()
1. سعی نکنید اضطراب را از بین ببرید. سعی کنید به کودک کمک کنید تا آن را مدیریت کند.
بهترین راه برای کمک به بچه ها برای غلبه بر اضطراب این است که به آنها کمک کنید یاد بگیرند تا آنجا که می توانند آن را تحمل کنند. با گذشت زمان، اضطراب کاهش می یابد.
2. از چیزهایی که کودک را مضطرب می کنند اجتناب نکنید.
کمک به کودکان برای اجتناب از چیزهایی که از آنها می ترسند، در کوتاه مدت احساس بهتری در آنها ایجاد می کند، اما در دراز مدت اضطراب را تقویت می کند.
3. انتظارات مثبت - اما واقع بینانه - را بیان کنید.
به کودک قول ندهید که آنچه از او می ترسد اتفاق نیفتد - اینکه می دانید در امتحان مردود نمی شود - اما اطمینان داشته باشید که او می تواند هر اتفاقی را که بیفتد مدیریت کند.
4. به احساسات او احترام بگذارید، اما به آنها قدرت ندهید.
اعتبار بخشیدن به احساسات به معنای موافقت با آنها نیست. بنابراین اگر کودکی از رفتن به دکتر وحشت دارد، گوش کنید و همدل باشید، اما او را تشویق کنید که احساس کند میتواند با ترسهایش روبرو شود.
5. سوالات اصلی نپرسید. فرزندتان را تشویق کنید تا در مورد احساساتش صحبت کند، اما سعی کنید سوالات اصلی نپرسید: "آیا در مورد امتحان بزرگ مضطرب هستید؟" به جای آن، سؤالات باز بپرسید: «در مورد نمایشگاه علمی چه احساسی دارید؟»
6. ترس کودک را تقویت نکنید. با لحن صدا یا زبان بدن خود از پیشنهاد دادن خودداری کنید

7. تشویق کننده باشید .
اجازه دهید فرزندتان بداند که از سختی کار او قدردانی می کنید و به او یادآوری کنید که هر چه بیشتر اضطراب خود را تحمل کند، بیشتر از آن کاسته می شود.
8. سعی کنید دوره پیش بینی را کوتاه نگه دارید.
وقتی از کاری می ترسیم، سخت ترین زمان قبل از انجام آن است. بنابراین اگر کودکی از رفتن به وقت پزشک عصبی است، تا زمانی که نیاز ندارید در مورد آن صحبت نکنید.
9. با کودک به همه چیز فکر کنید.
گاهی اوقات صحبت در مورد اینکه اگر ترسی به واقعیت تبدیل شود چه اتفاقی میافتد کمک میکند – او چگونه با آن برخورد میکند؟ برای برخی از بچه ها، داشتن یک برنامه می تواند عدم اطمینان را به روشی سالم و موثر کاهش دهد.
10. سعی کنید راه های سالم مدیریت اضطراب را مدل سازی کنید.
وانمود نکنید که استرس و اضطراب را تجربه نمی کنید، اما اجازه دهید بچه ها شما را بشنوند یا ببینند که با آرامش آن را مدیریت می کنید، آن را تحمل می کنید و از پشت سر گذاشتن آن احساس خوبی می کنید.
دکتر راچس توضیح میدهد: «کودکان در این سن دستخوش تغییرات رشدی زیادی میشوند که باعث میشود آنها اینگونه رفتار کنند، و این بدان معنا نیست که مشکلی در آنها یا مهارتهای والدینی شما وجود دارد.
برای شروع، کودک نوپا شما اکنون متوجه می شود که او شخص خودش است و هیجان زده است که استقلال تازه یافته اش را آزمایش کند. دکتر راچس میگوید: «آنچه مانند سرپیچی به نظر میرسد، در واقع این است که فرزند شما استقلال خود را به کار میگیرد و سعی میکند بفهمد چه کاری میتواند انجام دهد یا نمیتواند انجام دهد». این چیز بدی نیست - بچهها از طریق علت و معلول و با آزمون و خطا یاد میگیرند - اما جنگ قدرت بعدی میتواند ناامیدکننده باشد. مسائل پیچیده این است که بچه های این سن به طور طبیعی در مورد جهان کنجکاو هستند و می خواهند کاوش کنند. با این حال، آنها متوجه نمی شوند که فاقد مهارت های فیزیکی و شناختی برای انجام هر کاری هستند. بنابراین وقتی مجبور هستید به کاری که فرزندتان می خواهد انجام دهد نه بگویید، احتمال زیادی وجود دارد که او مقاومت کند.



وبلاگ زندگی سالم
مطلب مرتبط
مراقبهی بریدن بندهای انرژی و دلبستگیهای منفی